سانتالايي شرح بيروني بر آن رساله را ترجمه كرد؛ و احتمالاً افلاطون تيوولي به ترجمهٴ اخترشناسي بتاني پرداخت.
زيجها ـ اين امر موجب شناسايي مثلثات عربي، مخصوصاً تابعهاي جيب و ظل شد. زيج خوارزمي و اصلاح مسلمة بن احمد مجريطي در 1126، به كوشش آدلارد باثي ترجمه شد؛ و احتمالاً هرمان دالماسيايي در حدود 1140، ترجمهٴ ديگري از آن بهعمل آورد؛ رابرت چستري در 1149، زيج لندن را تدوين كرد و به اصلاح ترجمهٴ آدلارد پرداخت.
اسطرلاب ـ آثار اندكي را در زمينهٴ اسطرلاب ذكر كردهام، گرچه بررسي دقيقتر آن مستلزم دانستن اين مطلب است كه كداميك واقعاً جنبهٴ علمي دارد و كدام مربوط به اخترگويي است.
يوحناي اشبيلي رسالهاي از مسلمة بن احمد را ترجمه كرد، و ترجمهٴ ديگري از همان رساله به رودلف بروژي منسوب است (ممكن است اين دو رساله مختلف باشد). رابرت چستري در 1147، رسالهٴ ناشناسي را ترجمه كرد؛ و افلاطون تيوولي رسالهاي از ابن صفار را. آدلارد باثي در حوالي سال 1140، رسالهاي در اين زمينه نوشت كه تماماً از منابع عربي اقتباس شده بود.
برخي از اين رسالهها بيش از يكبار ترجمه شده بود، مخصوصاً آثار مربوط به اخترگويي كه جنبهٴ عمومي داشت. بعضي از آنها حاكي از شدت اين گرايش است.
نتيجه، اينكه مترجمان از عربي و عبري در نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم، اقليدس و تئودوسيوس؛ حساب و جبر جديد (از جمله حل كامل معادلههاي درجهٴ دو)؛ معلومات نجومي فرغاني و بتاني؛ زيج خوارزمي تهذيب مسملة بن احمد، و تا حدودي زيج بتاني و زرقالي؛ و بالاخره مقدمات مثلثات عربي، مخصوصاً استفاده از سينوس و تانژانت را به جهان لاتيني عرضه كردند.
پرداختن از اين پيشرفتهاي عظيم به تأملات افلاطونيگرايانه، كه در حجرههاي صومعهٴ شارتر بهآرامي دنبال ميشد، نوعي فرود (در برابر آن فراز) به نظر ميآيد. ولي اين امر بهنمايش پيچيدگي انديشهٴ قرون وسطا كمك خواهد كرد. روح آن مكتب اساساً نوافلاطوني بود، ولي در اواسط سدهٴ دوازدهم، تئودوريك شارتري و ويليام كونكزي از طبيعيات نوارسطويي، كه از چشمههاي عربي تراويده بود، آگاهي داشتند. جهانشناسي آنان تركيبي بود از اوهام افلاطوني كهنهشان و اين معلومات جديد. ويليام، تا آن حدي كه در شارتر آن زمان امكانپذير بود، معلومات خوبي داشت، و بهخاطر ترسيم خط فاصل دقيقي ميان اخترشناسي و اخترگويي، درخور اعتبار ويژهاي است.
6. زبانهاي محلي. در اروپاي باختري آثار كمي جز به زبان لاتيني تأليف شده بود. چيزي بهتر از چند نوشته دربارهٴ تقويم به زبان فرانسه و به ايسلندي براي گفتن ندارم.
فيليپ تاوني در حدود سال 1116، منظومهاي دربارهٴ اختيارات ايام به زبان فرانسه تأليف كرد.